الفيض الكاشاني

28

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

گروه كمى بگويند : آيا با اين مرد پيمان نبستيد كه در هيچ موردى از او نافرمانى نكنيد ؟ شما در گفتار اوليّه‌اش او را تصديق كرده‌ايد و بايد در گفتار آخرش نيز او را تصديق كنيد . او با كسانى كه از او پيروى كنند برود و بقيّه سرپيچى كنند در نتيجه دشمن بر آنها شبيخون زده آنها را بكشد و اسير كند . » « 26 » مثال ديگرى براى برخوردارى مردم از زندگى خوب دنيا و ناراحت شدنشان در جدايى از دنيا : بدان كه حكايت مردم نسبت به نعمتهاى دنيوى كه به آنان داده شده حكايت مردى است كه خانه‌اى مهيّا ساخته و آراسته است و يك يك مردم را به آن خانه دعوت مىكند . پس يك نفر وارد خانه‌اش شود و طبقى طلا كه بر روى آن بخور و بوهاى خوش است بياورد تا ببويد و كنار رود تا ديگر واردين ببويند ، نه اين كه آن را براى خود بردارد ، و صاحب خانه از رسم او بىخبر باشد و گمان كند كه طبق را به او بخشيده است . پس به گمان اين كه ملك خودش است به آن دل ببندد ، و چون از او پس بگيرد ناراحت و دلتنگ شود ، و هر كس از رسم صاحب طبق آگاه باشد از آن بهره گيرد و او را سپاس گزارد و با كمال ميل و سينهء باز طبق را به او برگرداند . همچنين كسى كه سنّت خدا را در دنيا بشناسد مىداند كه دنيا مهمانخانه‌اى است كه در راه خدا از اشخاص رهگذر نه افراد مقيم پذيرايى مىشود تا از آن توشه برگيرند و از آنچه در آن موجود است بهره ببرند ، چنان كه مسافران از اشياى عاريتى بهره مىبرند و به آنها دل نمىبندند تا در هنگام جدايى از آنها به مصيبت بزرگى دچار نشوند . اين بود مثالهاى دنيا و آفتها و گرفتاريهاى آن . مىگويم : اينجا مثال ديگرى است كه استاد ما صدوق - رحمه الله - در كتاب اكمال

--> ( 26 ) اين حديث را ابن ابى الدنيا با همين تفصيل روايت كرده است ، و احمد و بزاز و طبرانى از حديث ابن عباس به گونه‌اى مختصرتر از آن روايت كرده‌اند و اسنادش حسن است ( المغنى ) .